دانلود سریال ویژن کوئست VisionQuest
- اکشن
- علمی تخیلی
- فانتزی
ویژن پس از اتفاقات گذشته، حالا با چالشهای بسیاری برای برگرداندن حافظه و انسانیت خود روبهرو شده و... ...
ویژن کوئست : قسمت 6 فصل اول
اعلانها
<<< دوستانی که مشکل ورود و ثبت نام دارند به ایدی bartar_core در -روبیکا- پیام دهند>>> همچنین به دلیل قطع سراسری اینترنت متاسفانه امکان قرار دادن بعضی فیلم های جدید و بروزرسانی سریال ها نیستیم دوستان اگر در پخش انلاین مشکلی دارند سعی کنند دانلود کنند از صبر و شکیبایی شما سپاسگذاریم
7 ماه قبلبرترین فیلم ها
ویژن پس از اتفاقات گذشته، حالا با چالشهای بسیاری برای برگرداندن حافظه و انسانیت خود روبهرو شده و... ...
ویژن کوئست : قسمت 6 فصل اول
دو دوست صمیمی در دنیایی اسرارآمیز به نام ناکالی گرفتار میشوند؛ جایی که تنها راه فرارشان ممکن است بهای سنگینی...
پس از یک همه گیری مرگبار که بخش اعظمی از جمعیت جهان را از بین می برد، بازماندگان از جمله خلبانی به نام هیگ به دنØ...
سریال داستان دوایت ژنرال مانفردی را روایت می کند که یک گانگستر نیویورکی است و به تازگی بعد از 25 سال از زندان آز...
پادشاه تولسا: قسمت 3 فصل چهارم
گروهی از کودکان به شکلی مرموز وارد دنیای یک برنامه تلویزیونی کودکانه میشوند؛ فضایی مملو از دکورهای اغراقشØ...
: علی جی پس از گذشت بیست سال، با بحرانی تازه در زندگی خود روبهرو میشود؛ او متوجه میشود که دوستدخترش جولی Ø...
ژانر : درام
مخاطب : مناسب برای تمامی افراد
سال انتشار : 2020
محصول : ترکیه
کارگردان : Sema Ergenekon
ستارگان : Alperen Duymaz,Ayça Aysin Turan,Caner Cindoruk
مدت زمان : 120 دقیقه
خلاصه داستان : فیروزه و آیاز دو آدم خوش قلب ، دوتا فردی که بار زندگی به دوش میکشند ؛ اونارو تقدیر یکی کرد و بعد جدا کرد الان زندگی به اونا یه عذرخواهی بدهکاره و میخواد عشقی که گرفته رو پس گردونه اما راه سختیه. راه ها مسدود شدند ، هوا و دوره و زمونه آیاز مدتهاست مانند زمستان سخت ( دشواری ) شده و چشمهای فیروزه آبی و دلش آتیشه. باباش که کار ساختمون سازی داره و بخاطر حادثه ی آسانسور باعث مرگ ۱۳ نفر میشه و بخاطر همون مقصر شناخته میشه ، سعی میکنه راهش رو درست کنه و بخاطر ایجاد عدالت فیروزه رو کنار خودش میاره… برای نجات پدرش که وارد این راه شده با آیازی مواجه میشه که امیدهاشو دزدیده و حتی یک خداحافظی رو هم براش زیاد دیده!؟ آیاز که بار نبود مرد خونه رو به دوش میکشه ، با فیروزه ای رودررو میشه که بخاطر مادرش از ازدواج باهاش دست کشیده و هر صبح با حسرت چشمهای آبی فیروزه از خواب بیدار میشه و بی خبره که باباش برای فیروزه چه خطاهای بزرگی که نکرده